تبلیغات
می خانه ی درون
می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان
فک کنم سه سال پیش بود دور هم نشسته بودیم داشتیم فیلم دایره ی زنگی رو نگاه می کردیم و بساط چیپس و پفک و دلستر و هله هوله به راه بود . اون روز کلی مهمون داشتیم ، همه لیوان ها کثیف شده بودن ما هم خو گشاد هیچ کدوممون غیرت شستنشون رو نداشتیم . دیگه من رفتم لیوان های تازه ای رو که مامان خریده بود و تو جعبه بود در اوردم .

لیوان های شفاف و خوشگل و خیلی ظریفی بودن! برای بابک داخل یکی شون دلستر ریختم و دادم دستش . صبا همین که لیوان رو دید گفت : اییییه وااای چه خوشگله!

به ثانیه نکشید که لیوانی که نه سرد و گرم شده بود نه ضربه خورده نه چیزی همین جوری تو دست بابک ترک برداشت و شکست!!!!

ما تا چند روز تو شوکش بودیم اصن .....

چشم نیست ، دریاچه ی ارومیه است


طبقه بندی: روز نوشت،
برچسب ها: طنز،
[ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب