تبلیغات
می خانه ی درون
می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان
به دهانم خیره نشو ...

کلمه ای از لب هایم نخواهد چکید!

می دانی ، قصه گوی خوبی نیستم

چرا باشم؟!

گوشت هایت برای شنیدن داستان های کوتاه روزانه ام خسته بود و بسته

اکنون از من ، این قصه گوی خاموش ،

چگونه می خواهی که قصه ی هفت ساله ام را برایت بگویم...

شاید تمامش همین باشد :

یکی بود ، شاید هم نبود ... اما یقین دارم خدا بود گرچه گاهی حس می کردم کنارم نبود ...

قصه را که نمی دانم از کجا شروع شد...

اما هر روز در نگفتن هایم و نشنیده شدن هایش خاموش می شد

و با خاموشی به عقدی خونین نشست

و قصه دگیر گفته نخواهد شد...

اینگونه قصه ی ما به سر رسید... کلاغ را هم بروید دنبالش ببنید به کدام گوری رسید!



طبقه بندی: روز نوشت، دل نوشت،
[ سه شنبه 7 خرداد 1392 ] [ 02:57 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب