تبلیغات
می خانه ی درون
می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان
شاید من اشتباه بکنم اما به نظرم بعضی عادت های بد این قدر توی شخصیتت ثابتن که یه جورایی به نظر ذاتی میان!

من آدم صلح طلبیم! هیچ وقت دوس ندارم آرامش کسی رو بهم بزنم و ناراحتش کنم و حتی در مقابل خیلی از حرفا و حرکت ها موضع سکوت رو در پیش می گیرم البته وقتی پای خودم وسط باشه اما وقتی پای کسایی که دوس دارم وسط باشه اون وقت....

اون وقت از این حالت صلح طلبم خارج میشه و چشممو روی همه چی می بندم و طرفو با خاک یکی می کنم!

امشب صبا اومد پیشم و خیلی ناراحت بود . عادت نداره جلوم گریه کنه ، اما امشب مثل ابر بهار اشک می ریخت . خیلی حالش بد بود و فردا هم امتحان شیمی داره و یه کلمه نخونده بود . توی این هاگیر واگیر یه دختر بی شعور نفهم دو رو برداشته رو زخمش نمک می پاشه.

صبا دیگه از فرط ناراحتی نمی تونست جوابشو بده گوشیشو داد دست من و گفت جوابشو بده! دختره به موضوع ناراحتی صبا مربوط بود و حرفاش خیلی تلخ بود .

اولش حرفاش رو با چند تا شوخی رد می کردم به دلیل آشنایی که داشتیم ... اما دیدم نه تنها کوتاه نمیاد بلکه پررو تر هم میشه

هر اس اش صبا رو بیشتر ناراحت می کرد و منم اصلن تحمل گریه شو نداشتم و اون دختره ی نفهمم هی داشت ** می گفت!

دیگه منم .....

در یک کلام : به فاک بردمش!

اولش می ذاشتم حرفاشو بگه و بعدش از موضع خودش بهش حمله می کردم و دهنشو می بستم هر بار اس هاش عصبی تر و ناشیانه تر ار قبل می شد منم هر بار آرامش و بی تفاوتی بیشتری تو اس هام موج می زد و حرفام گزنده تر می شد و اونو هیستریک تر می کرد و در نهایت.... تقصیر خودش بود نباید پا رو دمم می ذاشت

اینایی که گفتم داستان پیروزی من نیستن در اصل داستان شکستمن . شکست من در برابر عادت بدم! به خدا دست خودم نیست خودمم از این رفتارم خوشم نمیاد اما وقتی ناراحت یا عصبانی میشم به منتهای درجه ی بی تفاوتی و سرد مزاجیم می رسم و دریغ از یه کم رحم!

اس آخرش رو که صبا خوند برام معلوم بود خییییلی ناراحته و کلی بش برخورده! ولی خب اول اون جنگو شروع کرد و منم از تو دستم در رفت :(

ناگفته نماند که دختره کم حقش نبود به شدت دوروئه و با همین دوروییش باعث ضریه دیدن صبا و یه دختره دیگه و یه بنده خدای دیگه شده ولی بازم فک کنم من تند رفتم! نمی دونم! نه... حقش بود! ناراحت شد که شد

+ این  عادت بدم مربوط به وقتی میشه که کسی عزیزامو اذیت کنه وگرنه در مقابل اونایی که خودمو ناراحت می کنن برخوردم کنترل شده تره . انگار ناراحتی خودمو راحت تر از ناراحتی کسایی که دوسشون دارم تحمل می کنم!


+ این پست فقط یه درد و دل بود جدی نگیرینش . بفرمایین سراغ بقیه ی پست ها :)



طبقه بندی: دل نوشت، روز نوشت،
[ چهارشنبه 8 خرداد 1392 ] [ 02:29 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب