تبلیغات
می خانه ی درون
می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان
من : مامان آینه افتاد رو دستم!

مامان : چییی؟؟؟!!!! آینه شکست؟!

الهه :
نه خاله آینه سالمه فقط استخوان دستش ورم کرده!

مامان : نچ آخی! آینهه جاش بد بود! حالا آینه هیچیش نشد؟ چه جور افتاد؟!

من :|

یعنی استخوان مچم ورم کرده ، آرنجمو نمی تونم درست تکون بدم ، کل دستم درد موکونه بعد باز گیر میده به آینه!

و در این شرایط بود که جایز دیدیم یادی بکنیم از این اس ام اس حکیمانه و نغز که می گوید :

گفتم مادر ، گفت جانم ، گفتم درد دارم ، گفت بجانم! گفتم گرسنه ام ، گفت بخور از سهم نانم! گفتم کجا بخوابم؟! گفت روی چشمانم! گفتم : لیوان چای برگشت رو فرش ، گفت : ای خدا ذلیلت کنه بیشعور بمیری راحت شم!

بعععله! این مامان ها روی تنها چیزایی که کوتاه نمیان و به شدت حساسن وسایل خونه شونه!

ما یه مورد داشتیم مامانه پسرشو تهدید کرده بود که اگه باز تو خونه فوتبال بازی کرد و دکوری های مورد علاقه شو شکست عاقش می کنه


دوستان توجه کنند قضیه در این جدیه!


البته پسر مذبور از این عامل بعدها به عنوان تهدید استفاده می کرد که اگه مجبورم کنی درس بخونم دکور خونه رو میارم پایین :|

جاتون خالی! ما امشب کلی به این صفت مادران عزیز خندیدیم و خوش گذشت :))



طبقه بندی: روز نوشت،
برچسب ها: طنز،
[ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب