می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان


آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

وانکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟


شبای اسفند و بهار رو یادته؟ اولین تولدت اولین تولدم. کنسرت مازیار و اعصاب خورذگی اون شب

خدایا... من عاشقتم

چه قدر دلم تنگ میشه برات







طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...،
[ پنجشنبه 17 مهر 1393 ] [ 01:16 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
.

don't you ever say , i just walked away

.... i will always want you


for you... aMLr



پ.ن : این دو خط از آهنگ wrecking ball  مایلی هست!






طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...،
[ یکشنبه 17 آذر 1392 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
دو بار کوکش می کنم ... یه بار ساعت 6:30 و یه بار دیگه ساعت 7:30
6:35 بیدار میشم ، حس می کنم شدت نور ورودی اتاقم از روزای قبل بیشتره، نکنه خواب موندم و زمان رو از دست داده باشم... نکنه رفته باشه... یه نگاه می اندازم به گوشیم و خیالم راحت میشه.

دوباره صبح به خیر... اصلا صبح ها وقتی به خیر میشه که چشمام تو خماری خواب اول به تو سلام بدن و ...

7:30 ... گوشیم داره می لرزه! مثل من!!! کرخی و لرزش خفیف پاهامو حس می کنم. بازم خواب های بی سر و ته! بازم بیدار شدن با وحشت... حکایتش چیه؟ چرا باید این قدر خواب های مزخرف ببینم؟ ناخودآگاه میرم سمت گوشیم و انگار صفحه کلیدش هم می دونه چی می خوام بنویسم و باهام همکاری می کنه : خواب بد دیدم :(
سندش کنم.... ولی.. ساعت 7:35 است و تو نیستی...

یه کم جا به جا میشم... inbox .. اس ساعت 6:47 تو : سیلام خوش باشی + کلی بووووس

می گیرمش تو دستم و می خونمش... نه یه بار بلکه ده ها بار... اون قدر که حس کنم همین جایی! اون قدر که آخرین حروف تو ذهنم نقش می بنده و ...

چشمام داره گرم میشه... تو ذهنم تداعی میشه : "ب" مثل برگ! آره مثل برگ های پاییزی که میشه روشون قدم زد با تو و از خش خش شون خرکیف شد!

"و" مثل ویرایش! مثل همون کاری که حضورت با لحظه های من می کنه، قسمت های بد رو پاک می کنه و فقط من می مونم و تو و .. خوبی ها!

"س" مثل سومین حرف "دوست دارم" !   "س" مثل دومین حرف رستاک که از آهنگ دریاش متنفری! "س" مثل اولین حرف  "سلام" !


و صبح ها وقتی به خیر میشه که .... با سلام تو شروع شه!



چشمام رو باز می کنم... گوشیمو نگاه می کنم. دیگه نه اون می لرزه نه من! خودمو کش میدم رو تخت و یه لبخند...

صبح به خیر عزیزم :)



طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...،
[ سه شنبه 30 مهر 1392 ] [ 08:48 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
تو خاکمی...

واسه تو دائم الوضو ام

تو نمازمی...



شاهین نجفی ، پلنگ زخمی



طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...، دل نوشت،
[ دوشنبه 27 خرداد 1392 ] [ 07:56 ب.ظ ] [ نگار بانو ]

"دهخدا" هم بود نمی توانست برای حسم به تو واژه ای بیابد...

چه رسد به من...

"ده " نشینی آواره که تو "خدا" یم شده ای...




طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...،
[ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ نگار بانو ]
1- دنبال آهنگ های آروم و خوشمل می گردم جدید و قدیمی بودنشون هم مهم نیست . با گیتارم باشه که چه بهتره. ایرانی هم باشه!

اگه پیشنهادی ، آهنگی تو ذهنتون هست بهم بگین لفطا


2- حس فرار اون قدر توی من قویه که می تونم همین الان از همه چیز و همه کس فرار کنم ...

از همه چیز و همه کس به جز تو! فرار کردن از تو حتی از فرار کردن از خودمم غیر ممکن تره! چطور ممکنه همچین چیزی؟!


3- لعنت به همه شون! لعنتی ها...



طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...، دل نوشت، روز نوشت،
[ چهارشنبه 8 خرداد 1392 ] [ 03:28 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
این کاغذ ها را دور می اندازم ، باور کن!

چک نویسی بیش نیستند از هذلولی و هندسی و چندی فرمول چرت!

آخر میان این همه اعداد چه می کنی؟

تویی که با نامت میان یک قلب جا گرفته ای و

مغرورانه به تمامی قوانین ریاضی ام پوزخند می زنی....

خاطرت بر زیر بنای وجودم لنگر انداخته ،

پس تو را چه نیازی به این چک نویس ها لعنتی؟؟؟!!!!

حضور بی غل و غش ات را با چه قانونی توجیه کنم

تویی که بر جان و روح و قلبم رخنه کرده ای

و نامت حتی بر پوشالی ترین نوشته هایم

و حتی بر کاغذ های کاهی چک نویسم نقش بسته است؟

چشمانم ، آغوشم ، حنجره ام هیچ! چگونه "دست هایم" به ناخودآگاه تو را می خوانند؟!

آخر حضور غافلگیر کننده ات را میان این همه قوانین خسته کننده

با چه قانونی توجیه کنم

جز قانون انکار ناپذیر ... ع ش ق !



+خب ... خب ... فوشم ندین الان میگم جریان چیه! عاقا در نظر بگیر داری مقاطع مخروطی می خونی با اون همه فرمول مزخرف و گوهی که همه شون مثه همن و پشت سر هم هی دری وری می نویسی رو کاغذ و مثال حل می کنی که بالاخره گوش شیطون کر درسنامه ی اولش تموم میشه! خوش حال خوش حال بدنتو کش میدی و یه نگاه ظفرمندانه به برگه ی چک نویست می اندازی....
 یعنی چی؟ آخه اسمت بین این همه عدد و فرمول چی کار می کنه؟ اصن من کی اسمتو نوشتم که یادم نمیاد؟! نه واقعا؟؟! یادم نمیاداااا ولی نوشتم گویا اونم نه یه بار!!! بعله.... البته همون اسمت هم آرامش بخشه ... خوبه که سر و کله ات همه جا پیدا میشه ... حس خوبیه... :)



طبقه بندی: عاشقانه هایم برای تو...،
[ جمعه 3 خرداد 1392 ] [ 01:57 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic