می خانه ی درون
لبخند بزن 
نویسندگان


                                





امروز یه فیلم نیگا کردم اسمش easy A بود . جریانش مربوط به دختریه که برای فرار کردن از گذروندن آخر هفته با دوستش این بهونه رو میاره که با یه پسر قرار داره . خب آخر هفته می گذره وقتی تو دبیرستان دوستشو می بینه دوستش هی در مورد آخر هفته اش می پرسه اونم سعی می کنه طبیعی دروغ بگه و ..... در نهایت کار به جایی می رسه که به خاطر سوالا و عکس العمل های عجیب دوستش مجبور میشه بگه شب رو با اون پسر خیالی گذرونده و باکرگیشو از دست داده و این دروغ تبدیل به یه شایعه میشه و تو کل مدرسه می پیچه . بازم جریاناتی پیش میاد و اون دختر واسه کمک کردن به آدمای دیگه حاضره اسم خودشو خدشه دار کنه (البته اولش از اینکه همه فکر کرده بودن باکرگیشو از دست داده همچینا هم بدش نیومده بود اما اخر فیلم به گوه خوری افتاده بود و همه ی واقعیتو گفت )

شاید به نظرتون فیلم جالبی نیاد اما از نظر من فوق العاده بود و هم ذات پنداری عجیبی با دختره داشتم . مسیر فیلم و عکس العمل دختره در مقابل نگاه های مردم خیلی جالب بود خیلی . اولش که دید همه به چشم یه آدم خاص نگاش می کنن بدش نمی اومد اما بعد از یه سری جریانات دید که مردم به چشم یه فاحشه بهش نگاه می کنن در مقابل این نوع نگاه و برداشت مردم جبهه گرفت و گفت حالا که فک می کنین من فاحشه ام یه فاحشه ای نشونتون بدم که.... واسه همین لفظ A رو روی لباس هاش حک می کرد و می رفت مدرسه و سرشو بالا می گرفت! درکش می کردم!

اما بعد یه مدت دید که همه حتی صمیمی ترین دوستش این نوع نگاهو قبول دارن . هیچ کس دیگه اون چیزی رو که هست نمی بینه هر آدمی که نزدیک شه یا می خواد واقعا باش سکس داشته باشه یا واسه جلب توجه دخترای دیگه می خواد از اسمش سوء استفاده کنه . خسته میشه از این همه تنهایی .... از این همه دیده نشدن .... از اینکه آدمایی که براشون از خودگذشتی کرده بود موقعی که می خواست پیشش نبودن و از هزاران چیز دیگه.... خسته شده بود!

البته خب این فیلمه و به هر حال باید همیشه یه ناجی بیاد و آخر فیلمو خوب تموم کنه واسه همین یه پرنس چارمینگ تو فیلم هست که خیلی هم چارمینگ نیست برعکس خیلی هم معمولیه اما دختره رو می شناسه و می دونه نقش بازی کرده و دوسش داره . فکرشو کنین بعد از اون همه شایعه و اون همه نقشی که دختره بازی کرده بود اما پسره بازم دوسش داشت و هیچ کدوم از اون شایعاتو باور نکرده بود حتی فیلم هایی رو که خود دختره می اومد رو باور نمی کرد!!!

می دونین منم دقیقا همین وضعو دارم . منحرف نباشید .... منظورم سکس و باکرگی و از این حرفا نیست . این گوه خوری ها به ما نیومده . اما منم واسه کمک کردن به آدمای دیگه دروغ گفتم . واسه اینکه ناراحتشون نکنم ،ناراحتی هام مخفی کردم خودمو اون قدر بی خیال نشون دادم که خودمم باور کردم که یه عوضی بی خیالم! سر خیلی چیزا نقش بازی کردم که توی 99 درصدشون هیچ سودی نصیب خودم نمی شد هییییچ همه ی نگاها و زخم زبوناش هم نصیب خودم می شد اما نمی دونم چرا حاضر بودم این کارو واسه شون انجام بدم و از روی عشق بود!


حالا منم و من و دنیایی از آدمایی که دوسشون دارم و اونا رو حتی بهتر از خودشون می شناسم اما اونا منو نمی بینن ، منو نمی شناسن چیزایی رو که دیدن باور کردن نه چیزی رو که واقعا هستم!


و توی دنیای واقعی هیچ گورخری نیست که بیاد منو از این وضعی که توش گیر کردم نجات بده . مسئله ی اون دختر باکرگی و از این حرفا بود که خب راحت تر قابل اثبات بود تا اینکه بخوای به ادما ثابت کنی که برداشتشون از شخصیتت اشتباهه و یه برداشت خیلی سطحیه!


غلط کردم باو .... خسته ام شده ... احساس تنهایی کوفتی ای دارم در حدی که  داره خفه ام می کنه!

ما هم رسیدیم به مرحله ی چیزخوری . به نظرتون نجات پیدا می کنم عایا؟؟؟ میشه پایان داستان منم خوب باشه؟!

دعا کنید واسم . توی دنیای واقعیم تک گیر افتادم . همه واسم قاضی شدن همه خوب شدن و ادم بده ی داستان منم . هیچ کس نیست که منو باور کنه! هیچ کس نیست که درکم کنه یا حتی یه دقیقه شک کنه بگه نه فک نکنم نگار این طوری باشه!

هعییی....





طبقه بندی: دل نوشت، روز نوشت،
برچسب ها: دردو دل،
[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 03:49 ق.ظ ] [ نگار بانو ]
تا حالا شده احساس کنی به کمک یه نفر نیاز داری ولی کسی نتونه کمکت کنه؟
تا حالا شده احساس کنی می خوای فریاد بزنی ولی بدونی فایده نداره؟
تا حالا شده بخوای حرف بزنی ولی نتونی؟
تا حالا شده بخوای گریه کنی ولی اشکت در نیاد؟
تا حالا شده یه پست کلیشه ای بخونی و باور کنی نویسنده اش هم از این جور سربسته حرف زدنا متنفره و می خواد داد بزنه!!!!!




طبقه بندی: دل نوشت،
برچسب ها: دردو دل،
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ نگار بانو ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ




زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید از پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic